افسردگی، غباری بر عمق اذهان
Email:raghilimehr@yahoo.com
«افسردگی» چیست؟ چه عواملی موجب می شوند تا اشخاص به مرحله ای از «افسردگی» برسند؟ آیا افراد با شناخت کامل، از روحیات درونی و بیرونی خود، می توانند بر «افسردگی» غلبه کنند؟ آیا «افسردگیِ» برخی از افراد جامعه، به خلقیات روحی ـ روانی آن ها وابسته است؟ و سئوال های دیگری که ممکن است افراد در شرایط مختلفی که دارند، با آن مواجه شوند و در مواردی هم پاسخ قانع کننده ای برای آن ها نیابند و با نوعی سردرگمی و پریشانی روبرو شوند. اما مراجعه ی به موقع آن ها به یک منبع آگاه و کارشناس و یا روانشناس می تواند مفید فایده باشد و آنان را پیش از آنکه در منجلاب این بیماری غرق کند، نجات دهد.
بی گمان «افسردگی» از انواع اختلالات روانی است که در علوم روانپزشکی، توجه و درمان سریع آن از سوی مبتلا، توصیه ی اکید شده است و این موضوع نشان دهنده ی نوعی بیماری است که سیستم عصبی افراد را درگیر و دچار بحران می کند و به دنبال آن تمامی ارگانیسم فیزیکی بدن را با مشکلات عدیده ای روبرو می سازد.
این بیماری که روانشناسان از آن با عنوان «بیماری خاموش» یاد می کنند، چون در ظاهر فیزیکی افراد تغییری حاصل نمی کند و تنها با روح و روان اشخاص بازی کرده و در رنج و عذاب می اندازد؛ شاید در نگاه عمومی مردم جامعه جدی گرفته نشود. از این رو اغلب کسانی که به روانپزشکان مراجعه می کنند در مرحله ی پیشرفته ای از بیماری «افسردگی» و اضطراب ناشی از آن قرار دارند و به ناچار و با توصیه ی روانپزشک خود باید برای درمان، از داروهای پیشرفته ی روانی و حتی روان گردان استفاده کنند که در مواردی به نتیجه ی مطلوبی هم دست نمی یابند؛ چون دیر اقدام به درمان خود کرده اند. برای فهم چنین نکاتی نیاز به آمار و ارقام رسمی نیست، کافی است نگاه تیزبینانه ای به اطراف خود بیاندازید تا با چنین افرادی که در مراحل مختلفی از «افسردگی» دست و پنجه نرم می کنند، آشنا شوید. صاحب نظران علوم روانشناسی عوامل متعددی را در شکل گیری این بیماری مؤثر می دانند. از جمله عوامل ژنتیکی، عوامل زیست شناسی، عوامل شناختی و روانی و عوامل محیطی که هر کدام دارای تفاسیر متعددی است و در این مجال فرصتی برای پردازش آن وجود ندارد و تنها اشاره ی تیتروار از آن برای اطلاع مخاطبان می تواند لازم باشد.
«افسردگی دارای علائمی است که شما با مشاهده یا عدم مشاهده ی این علائم در خود و دیگران می توانید به افسرده بودن یا نبودن خود و دیگران پی ببرید. علائم عمده افسردگی به قرار زیر است:
1ـ خلق افسرده (غم پایدار)، احساس پوچی در اکثر مواقع روز. 2ـ احساس خستگی، یا از دست دادن انرژی تقریبا همه روزه. 3ـ احساس گناه مفرط یا نامتناسب و احساس بی ارزشی تقریبا هر روز. 4ـ کم شدن یا از دست دادن علاقه و لذت در کارها و فعالیت های لذت بخش. 5ـ سرآسیمگی و کندی روانی ـ حرکتی تقریباً هر روز. 6ـ کاهش قدرت تفکر یا تمرکز، یا توانی در به خاطرآوردن و تصمیم گرفتن تقریبا هر روز. 7ـ کم خوابی یا پرخوابی تقریبا همه روز. 8ـ کاهش میل به غذا خوردن و کاهش وزن و یا پرخوری و افزایش وزن. 9ـ فکر کردن در باره ی مرگ یا خودکشی و کوشش برای خودکشی کردن.»(1) اینها عواملی است که چند مورد یا تمام موارد از اینها در رفتار افرادی که دچار «افسردگی» می شوند، ظاهر می شود و مراحل مختلفی از افسردگی را شکل می دهند.
همواره آگاهی دادن و یادآوری مداوم به توده های مختلف مردم در مورد این بیماری موذی می تواند موجبات جلوگیری از شیوع و همه گیر شدن آن را فراهم کند. برخی از مخاطبان شاید بر این امر معتقد باشند که «افسردگی» رابطه ی مستقیمی با وضعیت معیشتی افراد دارد؛ و این امر در میان اقشار فقیر و تهیدست جامعه بیشتر شایع است؛ چرا که این قشر، برای تأمین نیازهای اولیه ی زندگی خود و خانواده شان به طور مداوم در معرض اضطراب و نگرانی هستند و فرصتی برای گذران اوقات فراغت ندارند تا ساعتی را از استرس و نگرانی رهایی یابند و به آرامش برسند. از این رو «افسردگی» راحت تر در روان این اقشار لانه کرده و آنان را زمین گیر می کند. این در حالی است که «افسردگی» در افراد متمکن یا کسانی که به دلیل شغل و حرفه ای که دارند، از موقعیت اجتماعی مطلوبی برخوردارند و یا حتی افراد تحصیل کرده نیز بسیار به چشم می خورد. که موجب شیوع نگرانی در جامعه است و باید این امر مورد توجه مسئولان مربوطه قرار گیرد.
روان شناسان، روانپزشکان و صاحب نظران، بدون شک راهکارهایی برای برون رفت از این معضل روانی ارائه داده اند و برای پیشگیری از بروز آثار «افسردگی» راه گشاهایی نشان داده اند. که البته این راهکارها مستلزم توجه اقشار مختلف جامعه و تبلیغات کافی و لازم از سوی مسئولان بهداشت روانی جامعه است. درست است که «افسردگی» بیماری روانی است اما در صورت دچارشدن فرد به این بیماری آثار سوئی در رفتار و خلقیات و بالطبع شغل و موقعیت کاری او می گذرد و با برهم زدن تمرکز وی، او را به تدریج از پا درمی آورد.
اغلب انسان های امروزه به دلیل شرایط معیشتی و زندگی شهرنشینی با مسائل اضطراب زا و فشارهای روحی بسیاری روبرو هستند. زندگی آپارتمان نشینی، کم تحرکی و استفاده از غذاهای فست فودی، غذاهای پرچرب و کلسترول دار عوامل بسیار مؤثری هستند که در شکل گیری این بیماری تأثیر می گذارند. بدون شک راهکارهای موثر و بارزی در حل این مشکل پیش بینی شده که برای همگان شناخته شده است مانند ورزش کردن، پرتحرکی، قراردادن اوقاتی در فضای مفرح بخش و رعایت اخلاق و انجام اصول دینی و شرعیات می تواند کمک بسیار بزرگی برای جلوگیری از این بیماری باشد. اگر به طور اصولی به درمان افسردگی و رفع آن نپردازیم؛ این بیماری می تواند خطرات جدی روحی و به دنبال آن مشکلات جسمی زیادی برای مبتلایان ایجاد کند. وقتی دردی در نقطه ای از بدن مان احساس می کنیم از ترس و نگرانی بلافاصله به پزشک مربوطه مراجعه می کنیم تا هرچه زودتر درمانی برای آن بیابد. اما وقتی روحیه ی خسته و خلق غمگین و افسرده ای داریم و دائماً ابراز بی حوصلگی و خستگی می کنیم، مترصد نمی شویم تا برای علت این بی حوصلگی ها و درمان نگرانی هایمان حداقل با یک روانشناس مشورت کرده و یا اگر تمایلی نداریم خودمان با مطالعه ی منابع مختلف روانشناسی سعی در حل مشکلات روحی و روانی مان داشته باشیم و راهی برای درمان آن بیابیم تا ناگهان مانند یک غده ی بدخیم تمام وجودمان را مختل و بیمارمان کند.
بحث در این زمینه نیازمند تخصص و نگاه عمقی است. با این حال وظیفه ی خود می دانم که اشاره ای سطحی با بیانی که هم قابل درک برای مخاطبانم باشد و هم تأثیرگذار به این موضوع بپردازم و با تحریک افکار عمومی در شناخت بیماری «افسردگی» به هدف محوری در طرح این مبحث دست یابم. امید که واکنشی از سوی مخاطبان و مسئولان در پی داشته باشد.
پی نوشت:
1ـ فولادی، احسان؛ اضطراب و افسردگی؛ چاپ اول؛ تهران مهراج 1389، ص 6ـ 7