کوتاهی دانشگاه آزاد بوشهر در جشن فارغ التحصیلی دانشجویان
گاهی در میان نوشته هایمان به بیان موضوعاتی می پردازیم که شاید بارها از رسانه های متنوع بیان شده و شاید ابراز دوباره ی آن نوعی تکرار باشد. اما در حال حاضر و در جامعه ی کنونی ما که گویا بیماری آلزایمر (فراموشی) به نوعی اپیدمی در میان مردم خصوصاً مسئولان و فعالان جامعه تبدیل شده است! اجباراً نوشتن و بیان دوباره ی کمبودها برایمان تازه گی دارد.
بشر از همان ابتدای خلقت و به اقتضای زمانه ای که در آن قرار داشت، به یادگیری علوم و فنون مختلف پرداخت تا بتواند به دغدغه های ذاتی اش پاسخ مثبت دهد. در جامعه ی امروزی مردم جهت پیشرفت در کارشان و همچنین حضور در پست های اداری و مدیریتی و همچنین کسب درآمد بیشتر ناچار شده اند برای به دست آوردن مهارتی ناشی از آموزش های آکادمیک بیشتر به دانشگاه ها روی بیاورند. اما در این میان با مشکلات عدیده ای روبرو می شوند که جای بسی تأمل و تفکری اساسی دارد. از جمله ی این مشکلات نداشتن پشتوانه ی مالی و کافی خانواده ها برای سهولت تحصیل فرزندانشان در دانشگاه ها خصوصاً دانشگاه آزاد است. دانشگاه آزاد برای تحصیل داوطلبانی است که به هر دلیل از قبولی در دانشگاه دولتی باز می مانند. از این جهت دانشگاه آزاد اسلامی در بعضی رشته ها طی برگزاری آزمون و در بعضی رشته ها بدون آزمون، فرد را به عنوان دانشجو می پذیرد. اما موضوع تنها به این جا ختم نمی شود. دانشجو با توجه به رشته ی انتخابی خود متقبل هزینه های زیادی می شود که این هزینه ها بیشتر کمر نان آور خانواده را خم می کند. از آن هم گریزی نیست چرا که خانواده می داند برای اینکه فرزندش به رفاه نسبی برسد باید شغلی مناسب داشته باشد که این امر میسر نخواهد شد مگر با داشتن تحصیلات. اما به چه قیمتی؟ از آن گذشته شاید این سوال به ذهن برسد که خانواده ها مگر مجبور هستند فرزندشان را به دانشگاه آزاد بفرستند؟ متقاضیان می توانند با تلاش بیشتری به دانشگاه های دولتی بروند. در حقیقت انتخاب به عهده ی خانواده ها و یا داوطلب است. هر خانواده با توجه به وضعیت معیشتی اش اقدام می کند. آنانی که پول دارند به راحتی دانشگاه آزاد می روند، آنانی هم که ندارند یا به هر زحمت و با قرض و وام به دانشگاه می روند، یا به کل درس و دانشگاه را کنار می گذارند. با تمام این تفاصیل دانشجو بعد از این که گونی گونی پول زبان بسته را به حلقوم دانشگاهش ریخت تا بتواند بعد از گذشت چهار سال مدرک لیسانس بگیرد ـ بسته به فعالیت دانشجویش دارد که این لیسانس، لیسانس ناپلئونی باشد یا لیسانس واقعی! ـ تازه باید با جیب خالی و پز عالی مدرکش به دنبال کاری مناسب بگردد! درگذر از مصیبت هایی که در این راه می کشد دلش را به این خوش می کند که بعد از چهار سال درس خواندن و هزینه کردن حال که فارغ التحصیل شده، دانشگاه برایش جشنی می گیرد تا اگر دیرزمانی به سن پیری رسید با دیدن عکس های فارغ التحصیلی اش آن خاطرات خوش دوران دانشجویی برایش زنده شود و او را سرمست کند! اما زهی خیال باطل! از چند هفته پیش یکی از دوستانم مرا برای حضور در جشن فارغ التحصیلی اش که قرار بود در دانشگاه آزاد واحد کازرون برگزار شود، باخبر کرد و حتی برایم بلیطی با قیمتی مناسب رزرو نمود. از تکاپویش برای آماده شدن در جشن فارغ التحصیلی متوجه شدم باید مراسم باشکوهی باشد که دیدنش خالی از لطف نیست. برای همین علاقه مندی ام را برای حضور قطعی در جشن به اطلاعش رساندم. از آنجا که در دنیا هیچ چیز قابل پیش بینی نیست دو روز مانده به مراسم به دلایلی برنامه ی رفتنم به هم خورد. در این میان باخبر شدم قرار است عصر همان روز برای دانشجویان فارغ التحصیل در رشته ی مدیریت فرهنگی دانشگاه آزاد واحد بوشهر جشنی با همین عنوان برگزار نمایند. اما نکته ای که برایم جالب آمد عدم همکاری دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر برای در اختیار قرار دادن سالنی برای برگزاری این جشن بود! مایه تأسف است دانشگاهی با آن همه وسعت، سالن تجمعی برای برگزاری جشن فارغ التحصیلی دانشجویانش نداشته باشد و حتی قبول زحمت هم نکند تا با گرفتن مقداری پول از خود فارغ التحصیلان و با همکاری آنان مراسمی در خور شأنشان بگیرد. جشنی که برای اینان زیباترین لحظه ای است که در دفتر سرنوشتشان حک می شود.
به هر حال مراسم فارغ التحصیلی این دانشجویان با همان سادگی و صمیمیت و همزمان با مراسمی دیگر از انجمن های مردم نهاد و دوستدار فرهنگ، برگزار شد و آنان به جای آن که لوح تقدیرشان را در مقابل دیدگان دیگر دانشجویان و از دستان اساتید و مدیران دانشگاه دریافت کنند از دستان پرمهر کسانی دریافت کردند که همواره برای آنان ارزش و منزلتی خاص قائلند.
چه خوب بود اگر مسئولان دانشگاه آزاد بوشهر به جای این گونه اجحافات، با همکاری خود خاطره ای خوش را در ذهن دانشجویان فارغ التحصیل دانشگاه می گذاشتند.
Email:raghilimehr@yahoo.com