میان حق و باطل، فاصله ای چهارانگشتی


این که بعضاً می گویند سیاست از دیگر مسائل اجتماع جداست، شاید بتوان گفت تفکری چندان پذیرفته نیست. در جامعه ای که سیاست و دولت حاکم است و برنامه ها و هدف مندی ها طبق خواست و نظر مردم طرح ریزی و اداره می شود، نمی توان حضور و دخالت سیاست را حتی در کم اهمیت ترین مسائل روزمره زندگی، نادیده گرفت. در حقیقت می توان گفت به هر کاری که دست می زنید، به نوعی به سیاست ختم می شود.
در کشورمان جریانات سیاسی متنوعی مطابق با اعتقادات توده های مردمی حاکم است اما این تنوع افکار نتوانسته است اعتقاد و یکپارچی مردم ایران را از پایه و اساس نظام جمهوری اسلامی دور کند. آنان هر از چند گاه با حفظ ارزش های دینی و عرفی جامعه ی خود به هواداری از یک جناح خاص پرداخته و با حفظ آزادی های فردی و اجتماعی، آنان را در عرصه های انتخاباتی کشور از جمله مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری حمایت می کنند.
کمتر از پنج ماه دیگر به انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده و در این میان برخی از چهره های مطرح و فعالان سیاسی کشور به صورت علنی و غیر علنی در قالب طیف های متنوع سیاسی، کاندیداتوری خود را اعلام کرده اند و عده ای دیگر نیز هنوز دست به این اقدام نزده اند.
امروز این تنوع فکری بیشتر به دو طیف اصلاح طلبان و اصولگرایان محدود شده است و در واقع جامعه به تدریج به سمت دو قطبی شدن پیش رفته است. دلیل آن را می توان به شناخت بیشتر مردم از پایه گذاران و رهبران این جناح ها دانست. این که کدام از یک از دو جناح توانسته اند در طول دورانی که بر مسند قدرت بوده اند، به اعتقادات مردم، آزادی هایشان و نیازهای معیشتی آنان پاسخ دهند، منظور این نوشته نیست. بلکه منظور نحوه ی برخورد هواداران این جناح ها با یکدیگر و روش جذب هوادار برای خود است. اصولاً همان طور که نمی توان به زور و زحمت از کسی خواست که چیزی یا کسی را دوست داشته باشد، از مردم نیز نمی توان خواست برخلاف میل باطنی شان به جناحی روی آورند که می دانند از عهده ی نیازهای آنان بر نمی آید و یا برنیامده است. طرفداران دو طیف اصلاح طلب و اصولگرا نیز باید به این نکته توجه داشته باشند و برای طرفداری از جناح خود و جلب حمایت مردم از آنان به طرق مختلف (تبلیغات رسانه ای، سخنرانی و ...) به شیوه ی صحیح و اخلاقی مردم را به حمایت از آنان تشویق نمایند.
اما مدتی است در رسانه ها خصوصاً رسانه های مکتوب و مجازی، بعضی از طرفداران دو آتشه ی اصولگرایان به جای طرفداری و حمایت از جناح خود، به تخریب شخصیتی و تفکر سیاسی جناح مقابل یعنی اصلاح طلبان می پردازند. متاسفانه اشاعه ی بد اخلاقی سیاسی، استان بوشهر را نیز مستثنی نساخته است و بعضی افراد در پوشش حمایت از مقدسات نظام و زیر بیرق ارزش ها و اسلام با توهین و هتک حرمت به جریان اصلاحات، قصد دارند محبوبیت دولت اصلاحات و رهبرش را با انگ هایی چون ترویج کنندگان بی دینی در کشور، زیر سوال ببرند. اما گویا این گونه افراد نمی دانند مردم بهترین قضاوت کننده هستند و فرق میان حق و باطل را خوب می دانند. همان گونه که حضرت علی (ع) فرمود: «میان حق و باطل. جز چهار انگشت فاصله نیست؛ باطل آن است که بگویی شنیدم و حق آن است که بگویی دیدم» (نهج البلاغه ، کلام 141). به خاطر داشته باشیم پیروی کورکورانه از گفته های بی اساس، تنها باعث ترویج بداخلاقی سیاسی شده و موجب می شود ارزش ها رنگ ببازد. این جا دیگر به فرد یا افرادی ضربه وارد نمی شود. بلکه کل جامعه در معرض خطر بزرگی به نام خشونت قرار می گیرد.
در این مجال درصدد تخریب حزب خاصی نیستم تنها به طرفداران دو آتشه ای که حتی نمی دانند باید به جای دعوا و دشنام به رقیب به شکلی معقول و منطقی به بحث و تبادل نظر پرداخته و با ایجاد تعاملی مسالمت آمیز به طرفداری از احزاب خود پردازند، یاد آور می شوم که این شیوه ی درستی در جذب هوادار نیست.
همه ما در قبال جامعه مسئولیم. تنها نمی توان با شعارها و ایده های آرمانی مردم را سرگرم کرد. بلکه باید با تدبیر، برنامه ریزی، اخلاق نیکو، مصرف نکردن ارزش ها و شعارها به سود منافع جناحی در جذب مردم به سوی خود موفق شد.
Email: raghilimehr@yahoo.com