|
|
| |
نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 و ساعت 18:34 |
|
|
|
واقعاً چه کسی پاسخگوست؟

استان بوشهر به عنوان قطب انرژی کشور برای همگان شناخته شده است. این استان مرکز پایانه های نفتی و گازی و همچنین تأمین کننده ی اقتصاد کل کشور است اما مردمانش از کمترین امکانات درمانی و رفاهی برخوردارند. این کمبودها در حوزه ی درمان بسیار چشمگیر می باشد، بعضی شهرها و روستاهایش فاقد یک مرکز بهداشتی یا دکتر متخصص در برخی امراض حیاتی است و بیماران ترجیحاً جهت درمان به مرکز استان مراجعه می کنند، حال بگذریم از مشکلات فراوانی که در این رفت و آمدها برایشان ایجاد می شود. با گذشت سال ها وعده و وعید بسیار از سوی مسئولان دولتی و با توجه به تأکیدی که همه ی آنان بر نوعی نگرش ویژه به این استان جدای از سایر استان های کشور دارند هنوز که می گذرد، بوشهر در حوزه ی خدمات درمانی تنها دارای دو بیمارستان است. بیمارستان فاطمه زهرا(س) که شاید بتوان گفت نیم قرن از تأسیس آن می گذرد، یکی از مراکز درمانی موجود در شهر بوشهر است که با همه ی تعمیراتی که برای مرمت و نوسازی روی آن انجام شده و همچنین اضافه شدن بخش های درمانی و تجهیزات جدید پزشکی باز هم عملکرد مسئولان مرتبط با بیمارستان در نظر بعضی مردم مطلوب نیست. یکی دیگر از مراکز درمانی، بیمارستان سلمان فارسی است که تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی خدماتش را ارائه می دهد. البته این بیمارستان به دلیل فاصله ی مکانی که با مرکز شهر بوشهر دارد، نمی تواند در مواقع حیاتی و حساسی که بیمار در وضعیت اورژانسی است، کارآیی داشته باشد اما می تواند با خدمات رایگانی که برای بیمه شدگان در نظر گرفته شده، ارائه ی خدمت کند. البته شایسته است از خدمات ارزشمند کارکنان و پرسنل مراکز درمانی استان که با وجود کمبودها همچنان به تلاش شبانه روزی شان ادامه می دهند، تشکر و قدردانی کرد اما دریغا که این خدمات در سایه ی سهل انگاری ها و بی تفاوتی برخی متولیان امور درمانی چندان به چشم نمی آید و حتی نادیده انگاشته می شود. با این حال امیدواریم مقامات عالی رتبه کشوری و استانی آستین همت را بالا زنند و با ارائه ی راهکار که بیشتر در حوزه ی کمبود نیروی انسانی در بیمارستان ها و تجهیزات پزشکی است، زمینه را برای توسعه و رفاه هر چه بهتر و بیشتر شهروندان فراهم نمایند. نکته ی مهمی که باعث تغییر سمت و سوی قلمم به این وادی شد، فی الواقع رویدادی است که چند روز پیش نظاره گر بودم: زمانی که برای انجام امور روزمره سوار بر تاکسی تقریباً به ابتدای خیابانی که بیمارستان فاطمه زهرا(س) در آن واقع شده می رسیدم ناگهان راننده تاکسی با صدای آژیر خطر آمبولانسی که از پشت سرمان به گوش می رسید، سرعتش را کم کرد تا در حقیقت با این کارش راه را برای عبور راحت تر آمبولانس باز کند، آن هم کجا؟! در خیابان باریکی که راستای دو طرفش با ماشین های پارک شده ی زیادی تقریباً اشغال شده بود، تنها راه باریکی به اندازه ی عبور یک ردیف عمودی ماشین وجود داشت. برای همین، راننده ی تاکسی مجبور شد با احتیاط بیشتر پشت سر آمبولانس حرکت کند تا خودش را از این تنگنا نجات دهد. اما آمبولانس نه مقابل درِ بیمارستان که می شود گفت در وسط خیابان مجبور به توقف شد تا بیمارش را به بیمارستان انتقال دهد. این توقف در آن وضعیتی که خیابان داشت، تقریبا راه عبور و مرور دیگر ماشین ها را سد کرد و مانع از تردد آنان شد. در این لحظه انتظار می رفت پرسنل بخش اورژانس بیمارستان با شنیدن صدای آژیر آمبولانس جهت بردن بیمار به بخش مربوط اقدام نمایند اما در کمال ناباوری اقدامی از سوی پرسنل صورت نپذیرفت تا این که بعد از گذشت دقایقی خود راننده و کمک راننده که شاید پزشک اورژانس بود از ماشین پیاده شده و بیمار را دراز به دراز در وضعیت نیمه جانی که در آن قرار داشت، بر روی برانکارد با خود به داخل محوطه بیمارستان بردند! مسدود شدن خیابان ترافیک، سنگینی را به وجود آورد به طوری که رانندگان با بوق های ممتدد اعتراضشان را علنی کردند. در این لحظه یکی دو تا از ماشین های پارک شده نزدیک بیمارستان با جا به جا کردن خودرویشان راه را برای عبور دیگر ماشین ها باز کردند و گر نه راه خیابان به این زودی ها باز شدنی نبود. راننده ی آمبولانس و کمک راننده برانکارد به دست بودند و فرصت نداشتند به فکر راه بندانی بیفتند که تقریباً قسمتی از آن را خودشان ایجاد کرده بودند. این رویداد در حقیقت نشان گر تصویری واضح و روشن از بی مسئولیتی مسئولان و بی تدبیری افرادی است که گویا از کوچک ترین حقوق فردی و اجتماعی همنوعانشان بی اطلاع اند و یا خود را بی اطلاع نشان می دهند. فرض کنیم مرد بیماری که در آن آمبولانس بود، به خاطر این بی مسئولیتی و بی تفاوتی جانش به خطر می افتاد ـ البته نگارنده از وضعیت حیاتی آن بیمار اورژانسی بی اطلاع است ـ آن گاه چه کسی پاسخگوی این فاجعه بود؟ همه در این امر به نوعی مقصر بودند. حال که ظاهراً متولیان و پرسنل بیمارستان فاطمه زهرا(س) با کمبود نیروی انسانی مواجه اند، لااقل سازمان مردم نهادی به نام شهرداری مکانی برای پارک کردن ماشین ها تعبیه کند تا دیگر کسی در آن خیابان باریک و در حاشیه ی تنها بیمارستان موجود در شهر که بسیار هم حائز اهمیت است ماشینش را پارک کند.بالاخره در مقابل چنین وضعیتی چه کسانی پاسخگو هستند؟ مسئولانی که مسئولیت ایجاد نظم و امنیت در شهر را دارند یا مردمی که بی تفاوت از این مسائل می گذرند؟ واقعاً چه کسی پاسخگوست؟
ادامه مطلب | |
|
|
نوشته شده توسط راضیه عقیلی مهر |
|
|
|
|
|
|
| |
نهايت تمامي نيروها پيوستن است ، پيوستن به اصل روشن خورشيد و ريختن به شعور نور طبيعي است که آسياب هاي بادي ميپوسند چرا توقف کنم؟
|
|
|
|
|
|
| |
نويسندگان :
آمار بازديد :
» تعداد بازديدها:
|
|
|
|